السيد محمد حسين الطهراني
29
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى)
كردند كه : بعد از فوت مرحوم آية الله آقا ضياء الدّين عراقى كه رياست و تدريس نجف منحصراً با آية الله حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى رحمة الله عليهما شد ؛ و هيچكس احتمال فوت آن مرحوم را نمىداد ؛ پس از يك هفته از رحلت مرحوم عراقى ، در وقتى كه من مشغول قرائت نماز شب بودم ؛ در قنوت نماز وَتْر ، در حال بيدارى به تمام معنى الكلمه ، مشاهده نمودم كه : مرحوم آقا ضياء الدّين عراقى سوار بر استرى است ؛ و همينطور آمد و آمد ، تا در خانهء حاج شيخ محمّد حسين داخل شد . مرحوم گلپايگانى تغمّده الله برحمته فرمودند : من يقين كردم كه آقا حاج شيخ محمّد حسين فوت كرده است . همين كه در به دو طلوع آفتاب خواستند بر فراز منارهء أمير المؤمنين عليه السّلام ندا كنند ؛ و صلوة بكشند ؛ من به أهل منزل گفتم : گوش كنيد كه : اينك خبر رحلت حاج شيخ محمّد حسين را مىدهد . چون گوش فرا داشتند ؛ شنيدند كه : ارتحال حضرت ايشان را إعلام ، و مردم را براى تشييع جنازه ، و نماز بر آن مرد دعوت مىكند . بارى مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد حسين ، أهل مراقبه ، و سكوت ، و محاسبه بود . پيوسته در فكر بود ؛ سخن به ندرت مىگفت . در مجالس و محافل كه بين علماء بحثى در مىگرفت ، سكوت مىكرد . در هر جاى مجلس كه جا خالى بود ، مىنشست ، و بسيار متواضع و خليق و آرام بود . و با آنكه ثروت معتنابهى كه از پدرش كه از تجّار معروف ، و سرمايه دار كاظمين بود ، به او رسيد ، همه را به فقرا و طلّاب داد . و خود چيزى نداشت . و گويند در أواخر عمر ، با فقر دست به گريبان بود ؛ ولى دلى شاد ، و سيمائى متبسّم ، و قلبى استوار داشت ؛ كه دلالت از روحيّات عظيم ، و مواهب معنوى او مىنمود . زهد و بى اعتنائى شيخ ، نسبت به زخارف دنيويّه يكى از سروران و دوستان حقير كه فعلًا از علماى نجف أشرف هستند : جناب الآية الحجّة آقاى حاج سيّد محمّد رضاى خلخالى أدام الله بركاته براى حقير نقل كردند كه : من روزى در بازار حُوَيْش مىرفتم ؛ و ديدم آقاى حاج شيخ محمّد حسين در وسط كوچه ، خم شده است ؛ و پيازها را جمع مىكند ؛ و